سایه گیلان، ابراهیم نیازمند: شوراهای اسلامی شهر به عنوان یکی از ارکان تصمیم‌گیری محلی، باید ترجمان مستقیم رأی مردم در مدیریت شهری باشند. مردم از این نهادها انتظار دارند که تصمیم‌ها بر پایه واقعیت، اطلاعات دقیق و پاسخ‌گویی مستمر گرفته شود؛ نه بر اساس روایت‌های کلی، گزاره‌های تبلیغاتی و آمارهای دستکاری‌شده. در واقع، اعتماد عمومی […]

سایه گیلان، ابراهیم نیازمند: شوراهای اسلامی شهر به عنوان یکی از ارکان تصمیم‌گیری محلی، باید ترجمان مستقیم رأی مردم در مدیریت شهری باشند. مردم از این نهادها انتظار دارند که تصمیم‌ها بر پایه واقعیت، اطلاعات دقیق و پاسخ‌گویی مستمر گرفته شود؛ نه بر اساس روایت‌های کلی، گزاره‌های تبلیغاتی و آمارهای دستکاری‌شده. در واقع، اعتماد عمومی نه با شعار، بلکه با «شفافیت در فرایند تصمیم‌سازی»، «پشتوانه اجرایی برای وعده‌ها» و «گزارش‌دهی دقیق و قابل راستی‌آزمایی» ساخته می‌شود. هر نوع انحراف از این اصول—از عدم صداقت در سطح رسانه و گزارش‌ها گرفته تا ابهام‌آفرینی در جزئیات مالی و قراردادها—می‌تواند بنیان شوراها را در افکار عمومی سست کند و فاصله میان مردم و نهاد تصمیم‌گیر را بیشتر سازد.
نکته مهم این است که عدم صداقت در هر سطحی پیامد دارد، اما وقتی ریشه آن به نهادهای حاکمیتی و تصمیم‌ساز برگردد، آسیب به شکل نظام‌مند بروز می‌کند. در عمل، اشکال گوناگونی از بی‌اعتمادی‌آفرینی مشاهده می‌شود: از وعده‌های مبهم و غیرقابل سنجش که معیار تحقق آنها روشن نیست، تا ارائه گزارش‌هایی که بیشتر کارکرد تبلیغاتی دارند تا ارائه مستندات. گاهی نیز تلاش می‌شود موفقیت‌ها به تصمیم‌گیران نسبت داده شود و شکست‌ها، همواره به عوامل خارجی یا «شرایط بیرونی» حواله گردد؛ روایت‌هایی که اگر دقیق بررسی نشوند، تبدیل به الگوی ثابت مدیریت ناصادق می‌شوند. در چنین وضعی، شهروندان نمی‌توانند تصویر واقعی از میزان پیشرفت یا کیفیت اجرای پروژه‌ها به دست آورند و طبیعتاً امکان مطالبه‌گری مبتنی بر داده‌های درست نیز از آنها گرفته می‌شود.
اما شکاف اعتماد تنها در حوزه گزارش و اطلاع‌رسانی متوقف نمی‌ماند. پنهان‌کاری در جزئیات مالی قراردادها، ابهام در فرآیندهای تصمیم‌گیری، و ضعف سازوکارهای نظارتی، زمینه را برای تداوم این روند فراهم می‌کند. وقتی مردم نتوانند اطلاعات کلیدی را—از ردیف‌های بودجه و مبالغ قرارداد گرفته تا زمان‌بندی اجرا، معیارهای انتخاب پیمانکار و نتیجه نهایی—به صورت شفاف پیگیری کنند، هر تصمیمی می‌تواند در معرض شائبه قرار گیرد و اعتماد جای خود را به بدبینی بدهد. در واقع، دروغ یا تحریف، صرفاً یک خطای اخلاقی نیست؛ یک هزینه اجتماعی است که به شکل تضعیف مشارکت عمومی، کاهش اثرگذاری شوراها و حتی کند شدن روند توسعه شهری نمود پیدا می‌کند.
در این شرایط، شهروندان برای دسترسی به حقیقت با چالش‌های جدی مواجه می‌شوند. یکی از پیامدهای مستقیم آن، بی‌اثر شدن ابزارهای مدنی است: وقتی اطلاعات معتبر در اختیار نیست، مطالبه‌گری تبدیل به حدس و گمان می‌شود. شهروندان در مواجهه با آمارهای غیرواقعی یا گزارش‌های گزینشی، نمی‌دانند دقیقاً باید چه چیزی را بررسی کنند و کدام ادعا را بر چه مبنایی به چالش بکشند. نتیجه این وضعیت، نه تنها کاهش رضایت عمومی، بلکه افزایش فاصله اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی در شهر است؛ سرمایه‌ای که برای اجرای پروژه‌های بزرگ شهری و پیشبرد برنامه‌های توسعه‌ای ضروری است.
با این حال، شکاف اعتماد «قابل اصلاح» است؛ به شرط آن‌که هم شورا و هم نهادهای مسئول، مسیر شفافیت را جدی بگیرند. رویکرد فعالانه در مطالبه‌گری، مثل درخواست گزارش‌های مستمر و دوره‌ای، بررسی صورت‌جلسات و مصوبات، و پیگیری شفاف هزینه‌ها و قراردادها می‌تواند تا حدی فاصله ایجادشده میان روایت رسمی و واقعیت را کم کند. اما مسئولیت اصلی همچنان بر دوش شوراهاست؛ زیرا اعتماد زمانی بازمی‌گردد که نهاد تصمیم‌گیر نشان دهد اطلاعات را از موضع قدرت پنهان نمی‌کند و پاسخ‌گویی را به یک شعار تقلیل نمی‌دهد.
شوراهای اسلامی شهر باید برای بازسازی اعتماد، به مجموعه اقدام‌های مشخص و سنجش‌پذیر متعهد شوند: ارائه مستندات قابل اتکا درباره تصمیم‌ها و قراردادها، شفاف‌سازی مالی در سطح قابل پیگیری، تعیین شاخص‌های روشن برای تحقق وعده‌ها و گزارش‌دهی مبتنی بر آن شاخص‌ها، و ایجاد امکان راستی‌آزمایی عمومی. همچنین، لازم است سازوکارهای نظارتی تقویت شود تا امکان تحریف واقعیت یا پنهان کردن خطاها کاهش یابد. در کنار این‌ها، پذیرش نقد و پاسخ روشن به ابهامات، نشان می‌دهد شورا به جای دفاع تبلیغاتی، به اصلاح عملی اعتقاد دارد.
در نهایت، باید تأکید کرد که فقدان اعتماد، مانعی جدی بر سر راه پیشرفت پروژه‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای جامعه است. وقتی شهروندان تصور کنند تصمیم‌ها پشت درهای بسته گرفته می‌شود یا گزارش‌ها واقعیت را نمی‌گویند، همراهی اجتماعی کاهش می‌یابد و حتی بهترین طرح‌ها نیز با چالش‌های جدی اجرایی روبه‌رو می‌شوند. از همین رو، ضرورت بازنگری در رویکردهای فعلی برای برقراری صداقت در عمل و نه فقط در کلام، بیش از هر زمان دیگری محسوس است. آینده شهر—و اعتبار شوراها—در گرو انتخاب مسیر شفافیت، پاسخ‌گویی و صداقت واقعی است.

 

  • نویسنده : ابراهیم نیازمند گشتی